گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

120

كورشنامه ( فارسى )

جواب داد : باشد ، زنان را برگزينيد ولى چيز ديگر نيز انتخاب كنيد . من مىخواهم هيركانىها از عهدى كه با ما بسته‌اند پشيمان نشوند . من مايلم مادىها آن‌قدر راضى و خشنود باشند كه از دوستى ما به خود ببالند . رسولان سياكزار را هدايت كنيد و توجه نمايد نزد ما بمانند تا از وضع كار به خوبى آگاه شوند و آنچه به سياكزار بعدها خواهند گفت عين مشاهداتى باشد كه به چشم خويش ديده‌اند . و اما پارسيانى كه در خدمت من هستند ، چون ياران خود را راضى و خشنود ببينند قلبا مسرور خواهند شد و همين براى آنان كافى است . زيرا ما در ناز و نعمت و رخوت و سستى بار نيامده‌ايم ؛ بلكه تربيت ما در كمال قناعت و سختى است ، من حتم دارم شما وقتى يكى از پارسىها را كه صاحب متاع قيمتى است ببينيد بر او خواهيد خنديد ، به همان وضعى كه چون يك پارسى شما را بر اسبى سوار ببيند مسرور خواهد شد و به خصوص چون بر زمين افتاديد خواهد خنديد . » عموم حضار خنده‌كنان به سراغ تقسيم غنايم شتافتند . كورش سركردگان را فراخواند و دستور داد از اسبان بىشمارى كه براى سپاه خود برگزيده بود مواظبت نمايند و آنها را با قرعه بين واحدهاى مختلف تقسيم كنند . سپس اعلام داشت كه اگر بين اقوام مختلف اردو ، از قبيل آسورىها ، سوريه‌اىها و اعراب ، بردگانى باشند كه به زور از مادىها يا پارسىها ، يا باكتريان ، يا كارىها ، يا سيليسىها ، يا يونانيان گرفته شده حضورش بشتابند . به محض اين‌كه نداى جارچى در گوشه‌هاى اردوگاه طنين‌انداز گشت ، عده‌اى به سرعت به ركاب كورش دويدند و خود را معرفى كردند . كورش بهترين آنان را برگزيد و آزادى بخشيد و مقرر داشت كه سلاحى كه معين نموده است برگزينند و خدمت كنند . آن‌گاه به سران دسته دستور داد بين آنان شمشيرهاى كوتاه و سپر تقسيم كنند و در صفوف پارسىها مشغول خدمت‌گزارى شوند . به افراد سوار پارسى دستور داد نيزه و زره برگيرند و قبايل را نيز سلاح نيكو بخشيد .